تنهایی

 همش به خودم میگم قسمتم تنهایی ... تنهایی زندگی کردن ... تنهایی سفر کردن ... تنها موندن ... 

چند وقت پیش به دوستم گفتم  

- نمی خوام ... نمیشه ... دلم راضی نمیشه ... اینا اونایی نیستند که من می خوام !!!  

 - چون نمی خوای ... چون همش مقایسه می کنی ... 

- نه !! نه !! اشتباه می کنی من دیگه اونو نمی خوام ... ولی هیچ کدوم از اینا دلمو راضی نمی کنن ... 

گذشت اون زمان ها که دلم واسش پر می کشید ! نمی گم دلم واسش تنگ نمیشه ... اون عشق با اون حرارت ! خب زمان می بره فراموش بشه ! ولی نمیذارم توی زندگیم تاثیر بذاره !! 

 

3-4 روز ه حس می کنم به یه جایی رسیدم که انگار نقطه ی امید کور شده !!! احساس خلا می کنم ... یه جورایی امیدم رو از دست دادم ... فکر نمی کنم فردا روشن باشه !  

شاید این حس به خاطر اتفاقای این چند روز ه س ... یک دفعه از شور زندگی خالی ام کرد !!! این اتفاقا برام مثه طوفانی بود که باقیمانده ی امیدم رو ازم گرفت !!! 

شاید واقعا قسمت من تنهایی ...

نظرات 1 + ارسال نظر
احمد جمعه 20 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 10:52 ب.ظ http://www.psychology.pardisblog.com

سلام
نقطه امید کورنمیشه
ماخودمون با طرزفکرمون کورش میکنیم..........

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد